|
یاد بگیرین آقا پسرا اینطوری عرووس میارن تو خوونه حالا خدایی تا اینجا که اومدین یه سر به وبلاگ وسام هم بزنین. فقط فکر بد نکنین٬ منظوری از این کارا ندارم
نامه ای به همسر آیندم عزیزم! تو میتوونی خوشحال باشی چون من خیلی دختر کم توقعی هستم. اگه میگم باید تحصیلکرده باشی فقط بخاطر اینه که بتوونی خیال کنی بیشتر از من میفهمی! اگه میگم باید خوش قیافه باشی فقط بخاطر اینه که همه با دیدن ما بگن" ماشالا دووماد چقد خوش قیافن" و تو هم هی اعتماد به نفست بره بالا. (جدی میگم) اگه میگم باید ماشین خووب و بزرگ با تجهیزات کامل داشته باشی فقط بخاطر اینه که هر وقت سفر دور ایران میریم تو ماشینه خودموون بخابیم و الکی پووله هتل ندیم. ( ببین چقد اقتصادی فکر میکنم!) اگه میگم خوونه ی مجلل داشته باش فقط بخاطر اینه که تو تووی خوونه احساس آرامش کنی. ( ببین فقط به فکر توام) اگه میگم باید برام عرووسی آنچنانی بگیری فقط بخاطر اینه که بهت فرصتی بدم تا بهم نشوون بدی که چقد دووسم داری و چقد منتظر شب عرووسیموون بوودی. اگه میگم هر سال بریم یه کشور ببینیم فقط بخاطر اینه که سالها دلم میخاست بدوونم آیا هرکجا که میری آسموون همین رنگه؟ عزیزم اگه تو به من کمک نکنی تا جواب سوالمه پیدا کنم پس کی بهم کمک کنه؟؟؟؟ و بلاخره اگه جهزیه ی آنچنانی با خودم نمیارم فقط بخاطر اینه که بهم ثابت بشه که تو منه بدوونه جهزیه ی سنگین هم دووست داری. تو رو خدا الان بهت ثابت شد من چه دختر خووبیم.
سلام خلاص من باز برگشتم ولی این دفه شادتر از قبل فعلاً این عکسه میزارم که بگم من اومدم ببینین چقد شادم!! فردا پس فردا میام سر فرصت آپ میکنم و یکی یکی میام پیشتوون سر میزنم. از همتوون ممنوونم بابته همه ی خووبی هایی که در حق من کردین. .....((
وااااااااااااای خرووس هیچ وقت یادم نمیره من ۲ سالم بیشتر نبوود خالم اینا یه خرووس داشتن خیلی خالم دووسش داشت. اتفاقاً خرووسه خالم اینا مثه همین عکسه بوود بلند قد و ماشالا ماشالا خیلی وحشی بوود. نمیشد آدم بره طرفش. قلدره محله بوود. یه رووز خاستم باهاش بازی کنم که نمیدوونم چی شد که یهو وحشی شد و مثه........ افتاد دنبالم. حالا از یه بچه ی ۲ ساله چه انتظاری دارین؟ چجووری از خودش دفا کنه؟ تیکه تیکم کرد نامرد خیلی نوکم زد!!! همین شد که تا رووز امرووز از هرچی پرنده میترسم مخصووصاً خرووس! اینقد که از پرندها میترسم حتی یه جووجه ی فسقلی اینقد از سووسک نمیترسم تازه اینم بگم وقتی خبر مرگش بهم رسید به خدا انگار یه سطل آب خنک ریختن روو دلم. زوورم که بهش نمیرسید فقط آرزووم بوود هرچی زوودتر بمیره. ......................................... خدایی وبلاگه یوسف و صاصا هم ببینین در رابطه با همین آپه
کلاً این آپ به درخاست بارانه حتی آهنگ وبلاگ ***************(( نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات
بازیه قشنگیه٬ موورچه روو کابل برق میره تو نباید بزاری کلاغ ها بخورنش!!!
English : I Love You Swiss-German : Ch'ha di ga"rn آخه به چه زبونی بگم که دوست دارم
الکی یعنی عکس اولین رووز مدرسه رفتن من و باران
اگه بهتوون بگن فقط یه رووز زنده هستید و اجازه ی هرکاریه بهتوون بدن.
تو اون یه رووز چکار میکنین؟؟؟
* * * * * * * * * * * * * *
اون رووز کلاس نداشتم و بیکار تو خوونه داشتم برا خودم قدم میزدم.نگاه ساعت کردم دیدم تازه ۲:۳۰ ظهر
گفتم خدا چکار کنم؟!! آخه نه حال و حوصله ی فیلم و سریال نگاه کردنه داشتم و نه کاری داشتم بکنم٬ رفتم سراغ کتابم گفتم یکم مثلا درس بخوونم که مامانم بهم امیدوار بشه گفت " باشه فرح فقط دیرش نکن که من منتظرم" منم یه اوکی گفتم و بدو رفتم که آماده بشم. من و باران زیاد خوونموون از هم دوور نیست ولی من تا آماده شدم و حرکت کردم و بهش رسیدم با اجازتوون شب شده بوود خب باران هم تقصیر خودشه ماشالا انگار دنبالش کردن ۱۰ دقیقه ای آماده میشه. ساعت ۶:۳۰ بوود تقریباْ که به باران رسیدم. ماشینه یه جا پارک کردیم که یکم قدم بزنیم٬ کلی هم غیبت کردیم منم اون رووز با دوربین فیلم برداری رفتم و گفتیم مثلا یه فیلم مستند درست کنیم٬ خب چکار کنیم دیگه. گفتیم شاید از این طریق معرووف بشیم. آخه درس خووندیم که یه کاره ای بشیم ولی نشدیم. وبلاگ زدیم تا از این طریق معرووف بشیم٬ بدنووم شدیم که معرووف نشدیم یه دوربین قراضه داریم گفتیم بریم حد اقل از راه فیلم مستند درست کردن شاید معرووف بشیم. فردا مردم بیان ازموون عکس و امضا بگیرن یه فیلمی گرفتیم اگه ببینین کیف میکنین ٬ به خدا تعریف نمیکنم ولی خیلی قشنگ شد. به کارگردانیه فرح و فیلم بردار باران همینم به بد بختی گرفتیم٬ همش وسطش خندموون میگرفت و فیلم خراب میشد. کلی گیر فیلم برداری بوودیم. انشالا بعدا آپش میکنم شماها ببینین بگین امیدی برا معرووف شدنموون هست یا نه؟!!! ............ خستموون شد گفتیم بریم شام بخوریم. رفتیم ساندویچ گرفتیم من گفتم مال منه تند کنه٬ باران بدوون فلفل گرفت. برا فیلم برداری خیلی خسته شدیم و گرسنموون هم بوود برا همین مثه گدا گرسنه ها افتادیم به بخت ساندویچ و اصلا نفهمیدیم چجووری خوردیم. آخرین لقمه ی باران یهو دیدم سرخ شد و جیغ زد. .............................................................بقیش تو ادامه ی مطلب
مجدد سلام. بابا هوش.بابا استعداد.واقعا به شماها امیدوار شدم. خواهشا وقتی از خونه بیرون میرید خودتونو خوب قفل و زنجیر کنید(آخه میترسم بدزدنتون) ولی انصافا دمتون گرم.همینکه پا رو چشم بنده گذاشتید و تو مسابقه شرکت کردید برام کلی ارزش داره. حالا میریم سراغ جواب مسابقه.اگه میخوایید بدونید جواب مسابقه چیه کارهایی که میگم رو انجام بدید: انگشت اشارتون رو گوشه ی دوتا چشمتون بزارید و کمی بکشید(چشمتون مثل چشم ژاپنی ها بشه) حالا به عکس نگاه کنید.چی میبینید؟ درسته.نوشته شده "bad eyes". شاید جالب باشه براتون بگم که ژاپنی ها از این روش برای کد کردن اطلاعاتشون در جنگ جهانی دوم استفاده کردند.مطمئنا با شرایط موجود فقط خودشون میتونستن بفهمن که چی نوشته شده. چندتا از بچه ها به جواب مسابقه اشاره ی درست کرده بودند که جا داره ازشون تشکر کنم. یکی از بچه ها که خودش میدونه با کی هستم به جواب مسابقه اشاره کردند(اصلا من کمکشون نکردم) یه وقت فکر نکنید با فرح بودما.یکی از بچه ها رو گفتم.
سلام دووستان میدوونین این چند رووز پیش چی شد؟؟؟؟ خب راستش اومدن خیابوون و درختای سمپاشی کردن و همین شد که کم کم هرچی سووسک و حشره بوود حمله کردن خوونموون. ما تو اتاق بوودیم دیدیم خواهر کوچیکم با جیغ و داد اومد پیش مامانم و گفت: مامانی سووسک!!!! خب اولیه کشتیم! چند دقیقه بعد یکی دیگه پیدا شد. یکم دیگه.......... یکی دیگه!!!!!!!!!!!!! کم کم از در و دیوار سووسک و حشره اومد بالا. ما هم یا علی گفتیم و هریکی یه صلاح سرد ( حشره کش) دست گرفتیم و افتادیم به بخت سووسکا. دیدیم نه مثه اینکه فایده نداره. مامانم گووشیه برداشت زنگ زد برا بابام گفت: من دیگه نمیتوونم تو خوونت زندگی کنم٬ دست بچه هامه میگیرم و میرم " بابای بنده ی خدام فکر کرد حالا مثلا چی شده!!!!" ما مرده بوودیم از خنده ولی بابام یکم نگران شد. گفت : چی شده؟!!! مامانم گفت: تو این خوونه یا جای منه یا سووسکا" وای بیچاره بابام از دست مامانم مامانم داشت سر به سر بابام میزاشت ولی خدایی روو حرفشم مووند. آقا ما هموون شب با لباس تنموون پا شدیم رفتیم خوونه عمووم اینا. بابام هم فردا صبح اول وقت چند نفر فرستاد اومدن خوونه ی سمپاشی کردن و فرداش با خیال راحت برگشتیم سر خوونه زندگیموون. گفتم خدا رو شکر که مامانم آپه رزگله نخوونده وگرنه کار بابام تمووم بوود ولی خدایی به یاد اون آپ مفیدم افتادم گفتم حتما سووسکا اومدن تلافی ولی خدایی شب خووبی بوود ................................................................. این آپم حقیقت بوود ولی بعضی جاهاش لاف آبودانی بوود٬ زیاد جدی نگیرین.
سلام بچه ها.
امروز تصمیم گرفتم تا یه مسابقه برگذار کنم. یه مسابقه ای که جایزه نداره آخه بودجه کمه نمیشه جایزه گذاشت ولی اگه هرکی جواب بده معلومه که هوش خوبی داره حالا میریم سر اصل مطلب.خواهشا به عکس زیر خوب نگاه کنید و هرچی میبینید بگید(تو قسمت نظرات) توجه:فقط یک هفته برای پاسخ دادن به این سوال فرصت دارید(به هیچ عنوان تمدید نمیشه)
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
خیر سرموون مثلاْ یعنی آپه مفید کرده بوودیم. مفیدتر از این؟ !!!!!!!! اتفاقاْ دیشب که خود اشکان عکسای دید حالش بهم خورد. بهم گفت عکسای پاک کنم منم که نمیتوونم روو حرفش حرف بزنم. آخه زوورش زیاده. اومدم عکسای پاک کردم دیدم آپه از مفید بودن در اومد. گفتم کلاْ همشه پاک کنم سنگین تره. آپه قشنگی بوود ولی دیگه بیش از اندازه مفید بوود. بهر حال یادش گرامی و رووحش شاد. *************((
سلام سلام و صد سلام به شما دووستای خووبم که خیلی خیلی دلم براتوون تنگ شده. به خدا این چند رووزی که نبوودم دلم برا همتوون تنگ شد٬ خب نشد بیام بهتوون سر بزنم وگرنه میومدم. حالا محمد رضا میگه حتی اگه افریقا هم رفته بوودی باز اونجا نت بوود. خب نشد دیگه حالا این محمد گیر داده البته شرمنده ی بعضیا هم شدم. خلاص بگذریم دیگه آشتی ٬ باشه؟؟؟؟ ************************(( خب بزار یکم وراجی کنم وای نمیدوونین یه گووشه ساکت نشستن چقد سخته. اونم برا کی!!!!!!!!! فرح؟!!!!!!!!!!!!!!! وای نه!!!! نگوو که نمیشه!!!!! کلی حرف برا گفتن داشتم ولی سبحان الله همش همین حالا یادم رفت ولی خدایی خیلی خوشحال شدم وقتی نظراتتوونه دیدم. مرسی که بیادم بوودین . به خدا قدرمه بدوونین. حیفه به خدا٬ دختر به این خووبی٬ نازی٬ مهربوونی٬ دلت میاد؟!!! خلاص انشالا تو آپ های بعدی بقیه حرفامه میگم فعلا گفتم یه آپ کنم و یه معذرت خاهیه کوچولوو که کسی ازم دلخور نشه آخه یهو بیخبر رفتم. انشالا همه ی نبوودنم رو جبران میکنم. اینقد شیطوونی کنم و وراجی که همه ازم خسته بشین.
بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
الو ... الو... سلام آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟
if you can not be a sun be the star if you can not be a highway be a road it is not by size that you win or you fail be the best of whatever you are (DOUGLAS MALLOCH)
چقدر سخته تو چشمهای کسیکه تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش ، همه ی وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بهش بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه،دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لبت بگی:گل من ، باغچه ی نو مبارک.
با یه شکلات شروع شد من یه شکلات گذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات گذاشت تو دست من من بچه بودم،اونم بچه بود سرمو بالا کردم،سرشو بالا کرد دید که منو می شناسه خندیدم گفت:دوستیم؟ گفتم:دوست دوست گفت:تا کجا؟ گفتم:دوستی که "تا" نداره گفت:تا مرگ خندیدمو گفتم:من که گفتم "تا" نداره گفت:باشه تا پس از مرگ گفتم:نه نه نه نه "تا" نداره گفت:قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن،یعنی زندگی پس از مرگ.بازم با هم دوستیم؟.تا بهشت تا جهنم. خندیدمو گفتم:تو براش تا هرجا که دلت می خواد "تا" بزار.اصلا یه "تا" بکش از این سر دنیا تا اون سر دنیا اما من اصلا براش "تا" نمی زارم نگام کرد،نگاش کردم،باور نمی کرد اون می خواست حتما دوستی ما "تا" داشته باشه،دوستی بدون "تا" رو نمی فهمید
سلام دووستان خیلی حالم گرفته! راستش باران میخاد وبلاگشه حذف کنه و برای همیشه بره. وجدانن بدوون او یه جووریه به خدا! من وبلاگمه با اون و بخاطر اوون ساختم. الان که فکرشه میکنم میگم خدایا بعد از این چجووری بدوونش آپ کنم یا اصلا بدوون او چجووری بیام نت! آخه شما ها که نمیدوونین و اون یه دنیایی داریم برا خودموون. به خدا سخته بدوونش! البته اونم حق داره٬ ولی خب گناه من یکی چیه که میخام باهم باشیم! وجدانن یجووری بهش بگین این کاره نکنه. به خدا افسردگی میگیرم میفتم دستتوون ها !!!!!!! کسایی که بارانه میشناسن تورو خدا برین باهاش حرف بزنین و بهش بگین نره و پیشموون بموونه. بابا دختر نکن این کاره٬ خیر سرم قرار بوود یه آپی کنم برا دوتاموون! حداقل تا اوون آپه بموونه! البته بارانه میشناسم٬ وقتی یه چیزی بگه دیگه سر حرفش میموونه و کووتاه نمیاد ولی خب گفتم اینای بگم شاید دلش برای منه بنده ی خدا بسووزه و بگه باشه بابا فرح خودته نکش٬ نمیرم! ولی وجدانن خارج از شووخی یکی یه چیزی بهش بگه٬ من که دیگه زبوونم موو در آورد! *******************((
راستش اینه یه بنده ی خدایی گفته بوود ٬ خیلی خوشم اومد برای همین آپش کردم. الان تو دلش میگه : بابا این دیگه کیه!!!!! *******************(( من ساعت..چند بیام که تو باشی..یا من باشم تو هم باشی... من با تو باشم.. *******************(( وجدانن نمیدوونستم با یه شاعر سر و کار دارم شما هم میتوونین اینه برا همدیگه بنویسین خیلی با مزن
بگیر این گل تو از من یادبودی که تنها لایق این گل تو بودی فراوان آمدند این گل بگیرند ندادم چون عزیز من تو بودی
موقعی كه می خواستمت می ترسيدم نگات كنم،موقعی كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعی كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعی كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم! *******************(( منظور خاصی ندارم٬ حالا فردا شایعه نکنین فرح عاشق شده! اونوقت بیا و درستش کن!
وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم
|
About
Home
|