تبليغاتX
بهترین من ســــــــــــــــــلام

بهترین من ســــــــــــــــــلام

 

 

یاد بگیرین آقا پسرا

اینطوری عرووس میارن تو خوونه

حالا خدایی تا اینجا که اومدین یه سر به وبلاگ وسام  هم بزنین.

 فقط فکر بد نکنین٬ منظوری از این کارا ندارم  

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 

نامه ای به همسر آیندم  

عزیزم!

تو میتوونی خوشحال باشی چون من خیلی دختر کم توقعی هستم.

اگه میگم باید تحصیلکرده باشی فقط بخاطر اینه که بتوونی خیال کنی بیشتر از من میفهمی!

اگه میگم باید خوش قیافه باشی فقط بخاطر اینه که همه با دیدن ما بگن" ماشالا دووماد چقد خوش قیافن" و تو هم هی اعتماد به نفست بره بالا. (جدی میگم)

اگه میگم باید  ماشین خووب و بزرگ با تجهیزات کامل داشته باشی فقط بخاطر اینه که هر وقت سفر دور ایران میریم تو ماشینه خودموون بخابیم و الکی پووله هتل ندیم. ( ببین چقد اقتصادی فکر میکنم!)

اگه میگم خوونه ی مجلل داشته باش فقط بخاطر اینه که تو تووی خوونه احساس آرامش کنی. ( ببین فقط به فکر توام)

اگه میگم باید برام عرووسی آنچنانی بگیری فقط بخاطر اینه که بهت فرصتی بدم تا بهم نشوون بدی که چقد دووسم داری و چقد منتظر شب عرووسیموون بوودی.

اگه میگم هر سال بریم یه کشور ببینیم فقط بخاطر اینه که سالها دلم میخاست بدوونم آیا هرکجا که میری آسموون همین رنگه؟ عزیزم اگه تو به من کمک نکنی تا جواب سوالمه پیدا کنم پس کی بهم کمک کنه؟؟؟؟

و بلاخره اگه جهزیه ی آنچنانی با خودم نمیارم فقط بخاطر اینه که بهم ثابت بشه که تو منه بدوونه جهزیه ی سنگین هم دووست داری.

 

تو رو خدا الان بهت ثابت شد من چه دختر خووبیم.

+نوشته شده <-توسط فرح | |

سلام

خلاص من باز برگشتم ولی این دفه شادتر از قبل

فعلاً این عکسه میزارم که بگم من اومدم

ببینین چقد شادم!!

فردا پس فردا میام سر فرصت آپ میکنم

و یکی یکی میام پیشتوون سر میزنم.

از همتوون ممنوونم بابته همه ی

 خووبی هایی که در حق من کردین.

.....(())......

+نوشته شده <-توسط فرح | |

+نوشته شده <-توسط فرح | |

وااااااااااااای خرووس

 هیچ وقت یادم نمیره من ۲ سالم بیشتر نبوود

خالم اینا یه خرووس داشتن

 خیلی خالم دووسش داشت.

اتفاقاً خرووسه خالم اینا مثه همین عکسه بوود

  

بلند قد و ماشالا ماشالا خیلی وحشی بوود.

نمیشد آدم بره طرفش.

قلدره محله بوود.

یه رووز خاستم باهاش بازی کنم که نمیدوونم چی شد که یهو وحشی شد و مثه........ افتاد دنبالم.

حالا از یه بچه ی ۲ ساله چه انتظاری دارین؟

چجووری از خودش دفا کنه؟

تیکه تیکم کرد

نامرد خیلی نوکم زد!!!

همین شد که تا رووز امرووز از هرچی پرنده میترسم

مخصووصاً خرووس!

اینقد که از پرندها میترسم حتی یه جووجه ی فسقلی

اینقد از سووسک نمیترسم  

 تازه اینم بگم وقتی خبر مرگش بهم رسید به خدا انگار یه سطل آب خنک ریختن روو دلم. زوورم که بهش نمیرسید فقط آرزووم بوود هرچی زوودتر بمیره.

.........................................

خدایی وبلاگه یوسف و صاصا هم ببینین

در رابطه با همین آپه

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 

 

 

کلاً این آپ به درخاست بارانه حتی آهنگ وبلاگ

 ***************(())**************

نمیدونستی میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم


نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که میدونستی که من میمیرم برات
عاشقم هنوز
نمیخواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم
تو میخواستی بری تا فرداها گل خوشگلم
برو راهی نیست تا فردا ها از آب و گلم
سفرت بخیر
اگه میری از اینجا تک و تنها تو یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
سفرت بخیر
برو گرشکشتی ز من میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نا امید خسته تو باز غرووور
تو بازم غرووور
میمیرم برات


نمیخوام بیای
نمیخوام میون تاریکی من تو حروم بشی
نمیخوام ازت
نمیخوام مثل یه شمع بسوزی برام تو تموم بشی
برو تا بزرگی میخوام که فقط آرزوم بشی
عاشقم هنوز…

+نوشته شده <-توسط فرح | |

بازیه قشنگیه٬ موورچه روو کابل برق میره تو نباید بزاری کلاغ ها بخورنش!!!

 

Start

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 English : I Love You

 Persian : To ra doost daram

 Italian : Ti amo

 German : Ich liebe Dich

 Turkish : Seni Seviyurum

 French : Je t'aime

 Greek : S'ayapo

 Spanish : Te quiero

 Hindi : Mai tumase pyre karati hun

 Arabic : Ana Behibak

 Japanese : Kimi o ai shiteru

 Yugoslavian : Ya te volim

 Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

 Russian : Ya vas liubliu

 Romanian : Te iu besc

 Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

 Syrian/lebanese : Bhebbek

 Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

 Swedish : Jag a"Iskar dig

 Africans : Ek het jou li

آخه به چه زبونی بگم که دوست دارم

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

الکی یعنی عکس اولین رووز مدرسه رفتن من و باران  

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 اگه بهتوون بگن فقط یه رووز زنده هستید و اجازه ی هرکاریه بهتوون بدن.

تو اون یه رووز چکار میکنین؟؟؟ 

+نوشته شده <-توسط فرح | |

زیاد به کامپیوتر دل نبند و گرنه عاقبتت این میشه.

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

+نوشته شده <-توسط فرح | |

  اون رووز کلاس نداشتم و بیکار تو خوونه داشتم برا خودم قدم میزدم.نگاه ساعت کردم دیدم تازه ۲:۳۰ ظهر

گفتم خدا چکار کنم؟!! آخه نه حال و حوصله ی فیلم و سریال نگاه کردنه داشتم و نه کاری داشتم بکنم٬  رفتم سراغ کتابم گفتم یکم مثلا درس بخوونم که مامانم بهم امیدوار بشه  اینقد نگه دختر تو کی میخای آدم بشی؟!!!   رفتم سراغ کتابام ولی یه اس ام اس اومد٬ نگا کردم دیدم بارانه برام نوشته بوود " فرح حوصلم سر رفته٬ داری چکار میکنی؟" منه میگی ذوق کردم٬ تازه یه دینگی به سرم خورد که باید چکار کنم  براش زنگ زدم گفتم یلا آماده باش میام دنبالت بریم بیروون.

 گفت " باشه فرح فقط دیرش نکن که من منتظرم"

منم یه اوکی گفتم و بدو رفتم که آماده بشم.

من و باران زیاد خوونموون از هم دوور نیست ولی من تا آماده شدم و حرکت کردم و بهش رسیدم با اجازتوون شب شده بوود  مثه همیشه قر زدنای باران شرو شد. یه بار نشده مثه بچه ی آدم سر وقت بهش برسم که اینقد سرم قر نزنه ولی خب تقصیر من نیست مثه همیشه  ترافیک ( الکی)

خب باران هم تقصیر خودشه ماشالا  انگار دنبالش کردن ۱۰ دقیقه ای آماده میشه.

ساعت ۶:۳۰ بوود تقریباْ که به باران رسیدم.

ماشینه یه جا پارک کردیم که یکم قدم بزنیم٬ کلی هم غیبت کردیم

منم اون رووز با دوربین فیلم برداری رفتم و گفتیم مثلا یه فیلم مستند درست کنیم٬ خب چکار کنیم دیگه. گفتیم شاید از این طریق معرووف بشیم. آخه درس خووندیم که یه کاره ای بشیم ولی نشدیم.

وبلاگ زدیم تا از این طریق معرووف بشیم٬ بدنووم شدیم که معرووف نشدیم

یه دوربین قراضه داریم گفتیم بریم حد اقل از راه فیلم مستند درست کردن شاید معرووف بشیم. فردا مردم بیان ازموون عکس و  امضا بگیرن

یه فیلمی گرفتیم اگه ببینین کیف میکنین ٬ به خدا تعریف نمیکنم ولی خیلی قشنگ شد.

به کارگردانیه فرح و فیلم بردار باران

همینم به بد بختی گرفتیم٬ همش وسطش خندموون میگرفت و فیلم خراب میشد.

کلی گیر فیلم برداری بوودیم. انشالا بعدا آپش میکنم شماها ببینین بگین امیدی برا معرووف شدنموون هست یا نه؟!!!

............

خستموون شد گفتیم بریم شام بخوریم.

رفتیم ساندویچ گرفتیم من گفتم مال منه تند کنه٬ باران بدوون فلفل گرفت. برا فیلم برداری خیلی خسته شدیم و گرسنموون هم بوود برا همین مثه گدا گرسنه ها افتادیم به بخت ساندویچ و اصلا نفهمیدیم چجووری خوردیم. آخرین لقمه ی باران یهو دیدم سرخ شد و جیغ زد.

.............................................................بقیش تو ادامه ی مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده <-توسط فرح | |

مجدد سلام.

بابا هوش.بابا استعداد.واقعا به شماها امیدوار شدم.

خواهشا وقتی از خونه بیرون میرید خودتونو خوب قفل و زنجیر کنید(آخه میترسم بدزدنتون)

ولی انصافا دمتون گرم.همینکه پا رو چشم بنده گذاشتید و تو مسابقه شرکت کردید برام کلی ارزش داره.

حالا میریم سراغ جواب مسابقه.اگه میخوایید بدونید جواب مسابقه چیه کارهایی که میگم رو انجام بدید:

انگشت اشارتون رو گوشه ی دوتا چشمتون بزارید و کمی بکشید(چشمتون مثل چشم ژاپنی ها بشه)

حالا به عکس نگاه کنید.چی میبینید؟

درسته.نوشته شده "bad eyes".

شاید جالب باشه براتون بگم که ژاپنی ها از این روش برای کد کردن اطلاعاتشون در جنگ جهانی دوم استفاده کردند.مطمئنا با شرایط موجود فقط خودشون میتونستن بفهمن که چی نوشته شده.

چندتا از بچه ها به جواب مسابقه اشاره ی درست کرده بودند که جا داره ازشون تشکر کنم.

یکی از بچه ها که خودش میدونه با کی هستم به جواب مسابقه اشاره کردند(اصلا من کمکشون نکردم)

یه وقت فکر نکنید با فرح بودما.یکی از بچه ها رو گفتم.

 

 

 

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

سلام دووستان

میدوونین این چند رووز پیش چی شد؟؟؟؟

خب راستش اومدن خیابوون و درختای سمپاشی کردن و همین شد که کم کم هرچی سووسک و حشره بوود حمله کردن خوونموون.

ما تو اتاق بوودیم دیدیم خواهر کوچیکم با جیغ و داد اومد پیش مامانم و گفت: مامانی سووسک!!!!

خب اولیه کشتیم! چند دقیقه بعد یکی دیگه پیدا شد.

یکم دیگه.......... یکی دیگه!!!!!!!!!!!!!

کم کم از در و دیوار سووسک و حشره اومد بالا.

ما هم یا علی گفتیم و هریکی یه صلاح سرد ( حشره کش) دست گرفتیم و افتادیم به بخت سووسکا.

دیدیم نه مثه اینکه فایده نداره.

مامانم گووشیه برداشت زنگ زد برا بابام  گفت: من دیگه نمیتوونم تو خوونت زندگی کنم٬ دست بچه هامه میگیرم و میرم "

بابای بنده ی خدام فکر کرد حالا مثلا چی شده!!!!" ما مرده بوودیم از خنده ولی بابام یکم نگران شد. گفت : چی شده؟!!!

مامانم گفت: تو این خوونه یا جای منه یا سووسکا"

وای بیچاره بابام از دست مامانم 

مامانم داشت سر به سر بابام میزاشت ولی خدایی روو حرفشم مووند.

آقا ما هموون شب با لباس تنموون پا شدیم رفتیم خوونه عمووم اینا.

بابام هم فردا صبح اول وقت چند نفر فرستاد اومدن خوونه ی سمپاشی کردن و فرداش با خیال راحت برگشتیم سر خوونه زندگیموون.

گفتم خدا رو شکر که مامانم آپه رزگله نخوونده وگرنه کار بابام تمووم بوود

ولی خدایی به یاد اون آپ مفیدم افتادم گفتم حتما سووسکا اومدن تلافیآره فرح خانم آپ مفید کردن این بد بختیا هم داره

ولی خدایی شب خووبی بوود   جاتوون خالی.

.................................................................

این آپم حقیقت بوود ولی بعضی جاهاش لاف آبودانی بوود٬ زیاد جدی نگیرین.

+نوشته شده <-توسط فرح | |

سلام بچه ها.

امروز تصمیم گرفتم تا یه مسابقه برگذار کنم.

یه مسابقه ای که جایزه نداره

آخه بودجه کمه نمیشه جایزه گذاشت

ولی اگه هرکی جواب بده معلومه که هوش خوبی داره

حالا میریم سر اصل مطلب.خواهشا به عکس زیر خوب نگاه کنید و هرچی میبینید بگید(تو قسمت نظرات)

 

 

توجه:فقط یک هفته برای پاسخ دادن به این سوال فرصت دارید(به هیچ عنوان تمدید نمیشه)

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهاني که هر انساني تو اون خوشبخته خوشبخته
جهاني که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نيست
جواب هم‌صدايي‌ها پليس ضدشورش نيست
نه بمب‌هسته‌اي داره نه بمب‌افکن نه خمپاره
ديگه هيچ بچه‌اي پاشو روي مين جا نمي‌زاره
همه آزاده آزادن، همه بي‌درده بي‌دردن
تو روزنامه نمي‌خوني نهنگا خودکشي کردن
جهاني رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
جهاني رو تصور کن پر از لبخند و آزادي
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادي
تصور کن اگه حتا تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر ميشه از سرمه
تصور کن جهاني رو که توش زندان يه افسانه‌ست
تمام جنگاي دنيا شدن مشمول آتش‌بس!
کسي آقاي عالم نيست، برابر باهمن مردم
ديگه سهم هر انسانه تن هر دونه‌ي گندم
بدون مرز و محدوده وطن يعني همه دنيا
تصور کن تو ميتوني بشي تعبير اين رويا

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

 

خیر سرموون مثلاْ یعنی آپه مفید کرده بوودیم. مفیدتر از این؟ !!!!!!!! اتفاقاْ دیشب که خود اشکان عکسای دید حالش بهم خورد. بهم گفت عکسای پاک کنم منم که نمیتوونم روو حرفش حرف بزنم. آخه زوورش زیاده. اومدم عکسای پاک کردم دیدم آپه از مفید بودن در اومد.

گفتم کلاْ همشه پاک کنم سنگین تره.

آپه قشنگی بوود ولی دیگه بیش از اندازه مفید بوود.

بهر حال یادش گرامی و رووحش شاد.

*************(())************

+نوشته شده <-توسط فرح | |

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 

 سلام سلام و صد سلام به شما دووستای خووبم که خیلی خیلی دلم براتوون تنگ شده.

به خدا این چند رووزی که نبوودم دلم برا همتوون تنگ شد٬ خب نشد بیام بهتوون سر بزنم وگرنه میومدم.

حالا محمد رضا میگه حتی اگه افریقا هم رفته بوودی باز اونجا نت بوود.

خب نشد دیگه حالا این محمد گیر داده

البته شرمنده ی بعضیا هم شدم.

خلاص بگذریم دیگه آشتی ٬ باشه؟؟؟؟

************************(( ))***********************

خب بزار یکم وراجی کنم وای نمیدوونین یه گووشه ساکت نشستن چقد سخته.

اونم برا کی!!!!!!!!! فرح؟!!!!!!!!!!!!!!! وای نه!!!! نگوو که نمیشه!!!!!

کلی حرف برا گفتن داشتم ولی سبحان الله همش همین حالا یادم رفت  قدرته خدای میبینی تورو خدا!!!  ولی به خدا این یکی دو هفته که نبوودم همش تو فکر این بوودم که خدایا اگه به وبلاگ سر بزنم و ببینم هیچ کس سراغمه نگرفته چی؟؟؟؟؟؟  اگه فرامووشم کرده باشین چی؟؟؟؟؟

 

ولی خدایی خیلی خوشحال شدم وقتی نظراتتوونه دیدم.

مرسی که بیادم بوودین . به خدا قدرمه بدوونین. حیفه به خدا٬ دختر به این خووبی٬ نازی٬ مهربوونی٬ دلت میاد؟!!!   ( اینجاش به افتخار باران بوود)

خلاص انشالا تو آپ های بعدی بقیه حرفامه میگم فعلا گفتم یه آپ کنم و یه معذرت خاهیه کوچولوو که کسی ازم دلخور نشه آخه یهو بیخبر رفتم.

انشالا همه ی نبوودنم رو جبران میکنم. اینقد شیطوونی کنم و وراجی که همه ازم خسته بشین.

 

+نوشته شده <-توسط فرح | |

        

 

بی قرار تو ام و در دل تنگم گله هاست    

                                                         بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب       

                                                         در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

الو ... الو... سلام

کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا کسي جواب نميده؟

يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتست .بله با کي کار داري کوچولو؟

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .

صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد و باهمان بغض گفت :

اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما...

بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود

بلند بلند گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟

آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟

نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟

مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.

مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟

پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...

خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک: آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه...

کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.

کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک است ...

بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...

کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت.....

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

if you can not be a sun be the star

if you can not be a highway  be a road

it is not by size that you win or you fail

be the best of whatever you are

          (DOUGLAS MALLOCH)         

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

چقدر سخته تو چشمهای کسیکه تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز دوسش داری.

چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش ، همه ی وجودت له شده.

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بهش بگی.

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه،دونه های اشک گونه هات رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.

چقدر سخته گل آرزوهات رو تو باغ دیگه ای ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لبت بگی:گل من ، باغچه ی نو مبارک.

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

با یه شکلات شروع شد

من یه شکلات گذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات گذاشت تو دست من

من بچه بودم،اونم بچه بود

سرمو بالا کردم،سرشو بالا کرد

دید که منو می شناسه

خندیدم

گفت:دوستیم؟

گفتم:دوست دوست

گفت:تا کجا؟

گفتم:دوستی که "تا" نداره

گفت:تا مرگ

خندیدمو گفتم:من که گفتم "تا" نداره

گفت:باشه تا پس از مرگ

گفتم:نه نه نه نه "تا" نداره

گفت:قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن،یعنی زندگی پس از مرگ.بازم با هم دوستیم؟.تا بهشت تا جهنم.

خندیدمو گفتم:تو براش تا هرجا که دلت می خواد "تا" بزار.اصلا یه "تا" بکش از این سر دنیا تا اون سر دنیا اما من اصلا براش "تا" نمی زارم

نگام کرد،نگاش کردم،باور نمی کرد

اون می خواست حتما دوستی ما "تا" داشته باشه،دوستی بدون "تا" رو نمی فهمید

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

سلام دووستان

 خیلی حالم گرفته! راستش باران میخاد وبلاگشه حذف کنه و برای همیشه بره. وجدانن بدوون او یه جووریه به خدا!

من وبلاگمه با اون و بخاطر اوون ساختم. الان که فکرشه میکنم میگم خدایا بعد از این چجووری بدوونش آپ کنم یا اصلا بدوون او چجووری بیام نت! آخه شما ها که نمیدوونین و اون یه دنیایی داریم برا خودموون. به خدا سخته بدوونش!

البته اونم حق داره٬ ولی خب گناه من یکی چیه که میخام باهم باشیم!  واقعا بی انصافیه! حالا بگوو بعضیا دلشوون خنک شد؟!!!!

وجدانن یجووری بهش بگین این کاره نکنه.

به خدا افسردگی میگیرم میفتم دستتوون ها !!!!!!!

 

کسایی که بارانه میشناسن تورو خدا برین باهاش حرف بزنین و بهش بگین نره و پیشموون بموونه.

بابا دختر نکن این کاره٬ خیر سرم قرار بوود یه آپی کنم برا دوتاموون!

حداقل تا اوون آپه بموونه!  اینطوری آرزوو به دلم میموونه!

 

البته بارانه میشناسم٬ وقتی یه چیزی بگه دیگه سر حرفش میموونه و کووتاه نمیاد ولی خب گفتم اینای بگم شاید دلش برای منه بنده ی خدا بسووزه و بگه باشه بابا فرح خودته نکش٬ نمیرم!

ولی وجدانن خارج از شووخی یکی یه چیزی بهش بگه٬ من که دیگه زبوونم موو در آورد!

*******************(())*******************

+نوشته شده <-توسط فرح | |

راستش اینه یه بنده ی خدایی گفته بوود ٬ خیلی خوشم اومد برای همین آپش کردم.

الان تو دلش میگه : بابا این دیگه کیه!!!!!

*******************(())******************

 من ساعت..چند بیام که تو باشی..یا من باشم تو هم باشی...


هردو باشیم .....فقط من باشم و تو باشی؟


حالا کی با کی باشه! من باکی باشم تو با کی باشی..

من با تو باشم..


 تو با من باشی...

*******************(())******************

 وجدانن نمیدوونستم با یه شاعر سر و کار دارم

شما هم میتوونین اینه برا همدیگه بنویسین

خیلی با مزن

+نوشته شده <-توسط فرح | |

 بگیر این گل تو از من یادبودی

                                       که تنها لایق این گل تو بودی

فراوان آمدند این گل بگیرند

                                       ندادم چون عزیز من تو بودی

 

+نوشته شده <-توسط اشکان | |

موقعی كه می خواستمت می ترسيدم نگات كنم،موقعی كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعی كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعی كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم!

*******************(())****************

منظور خاصی ندارم٬ حالا فردا شایعه نکنین فرح عاشق شده!

اونوقت بیا و درستش کن!  

+نوشته شده <-توسط فرح | |

وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود

وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من

وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من

وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من

وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من

وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من

وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من

می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم

+نوشته شده <-توسط اشکان | |