|
آخ جوووووووووووووووون تولد داریم امشب 
"ببخشید بخاطر لجبازی های بلاگفا نشد به وقتش آپ کنم"

"محمد رضا جوون تولدت مبارک "
  

آخ بچه ها دیدین چی شد؟!!! شمع یادم رفت بیارم با خودم.
یکی بپره بره سر کووچه ۲تا شمه بگیره و یه کبریت بیاره
که امشب محمد رضا جوون تولدشه. 

اینم یه حرفه درست و حسابی از زبوونه خود محمد رضا
دوست دارم زود تر ۱۸ سالم بشه..!ولی دیگه دوست ندارم بعد از اون بزرگتر شم..!میخوام تا آخر عمرم ۱۸ ساله بمونم..!به نظرم این سن مدرک لازم برای ورود به بزرگسالیه..!
نمیدونم چرا آدما تولد میگیرن؟؟!به نظر من شبای تولد به جای اینکه معرکه بگیریم و شادی کینم و بزنیم تو سر هم دیگه..باید تنها بشینیم و فکر کنیم که یک ساله دیگه از این عمر شریف رفته..!باید فکر کنیم به اینکه از این سالها استفاده کردیم؟؟؟تونستیم موفق باشیم؟الکی هدر نرفته؟اگه آدم برای سوالهاش جواب داشته باشه که خیلی خوش به حالشه..!ولی بدبختی اینجاست که اینا برای من فقط یه سوال میمونه...!نمیتونم جواب بدم..!میمونم توش..!
هیچ وقت شبای تولدم خوشحال نیستم..،حتی از تبریک گفتنش هم خیلی خوشم نمیاد..!آدم وقتی میتونه این شب رو جشن بگیره که احساس کنه تغییر کرده..!احساس کنه یه سال بزرگتر شده..!احساس کنه بیشتر از قبل میفهمه و درک میکنه..!
من تنها شبی که برای خودم جشن میگیرم،جشن ۱۸ سالگیمه و بس..!
یه بنده ی خدایی میگفت با این حرفایی که محمد رضا گفته خب دیگه براش جشن نگیر فرح!شاید محمد رضا خوشش نیاد و ناراحت بشه. ولی من بهش گفتم من امسال میدوونم که هستم.
شاید سال دیگه برا ۱۸ سالگیش نباشم. 
حالا محمد رضا جان تو این جشنه تولده از ما قبوول کن.
انشالا برا ۱۸ سالگیت هم اگه خدا بخاد برات جشن میگیریم.
 
محمد رضا جان از خدا میخاییم همیشه دلت شاد باشه
اینم کادوی های ما ببین چقد دووست داریم

"بعضی وبلاگا نشد براشوون نظر بزارم" |